تبلیغات
طلایه داران بصیرت - مصاحبه‌ فارس با سردار محمدحسین نجات معاون فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قسمت دوم

** فعالیت پنهان ضدانقلاب برای استحاله نظام

* 10 سال پس از فتنه 18 تیر 78، فتنه بزرگ دیگری از خرداد 88 شروع شد. ریشه این فتنه جدید در کجا بود. آیا همان افراد مجددا فعال شده بودند و یا جریانات جدیدی وارد ماجرا شدند؟

مقام معظم رهبری مطلبی را در نماز جمعه سال 89 یا 90 فرمودند که جریانی که بعد از رحلت حضرت امام(ره) یک دهه تلاش کرد و آشوب‌های سال 78 را به وجود آورد و موفق نشد، در سال 88 تلاش دیگری کرد و سعی کرد تا نظام را سرنگون کند.

از ابتدای انقلاب اسلامی تا سال 60، جریان روشنفکر مذهبی غرب‌گرا در سازمان مجاهدین خلق، نهضت آزادی، ملی مذهبی‌ها و بنی‌صدر تبلور پیدا کرده بود، همه اینها نخست مذهبی بودند و برای حکومت نیز تلاش می‌کردند.

مجاهدین خلق مدعی است که از سال 43 و 44 نبرد مسلحانه کرده تا دیکتاتوری را از میان بردارد. ملی مذهبی‌ها نیز مانند آقای پیمان، آقای میثمی، گروه ایران فردا، نهضت آزادی و بنی‌صدر و امثالهم مدعی بودند که از قبل از انقلاب با شاه مبارزه می‌کردند.

همه اینها تا اواخر سال 60 امتحان خود را پس دادند و ثابت شد که مجاهدین خلق سر سازگاری با نظام اسلامی ندارد و نبرد مسلحانه را با حکومت آغاز کرد.

نهضت آزادی هم تا مقطع تسخیر لانه جاسوسی جلو آمد و زمانی که معلوم شد امام(ره) قصد مبارزه با آمریکا را دارد، چون معتقد به این مبارزه نبود، کنار رفت.

بنی‌صدر هم با مجاهدین خلق هم پیمان شد و وقتی دید تئوریش مبنی بر کنار گذاردن ولایت فقیه عملی نیست، فرار کرد.

امام(ره) هم در سال 60 و پس از آغاز مبارزه مسلحانه مجاهدین خلق، دستور دادند تمام روزنامه‌های این جریان بسته شود و فعالیت‌هایشان تعطیل شد.

همزمانی این اتفاقات در دوران 8 ساله جنگ و تا مقطع رحلت حضرت امام(ره) در سال 68 سبب شد جریان روشنفکر مذهبی غرب‌گرا حرکت اجتماعی فعالی نداشته باشد و فرصت عرض اندام در صحنه میدانی را از دست بدهند اما در پوسته خود، جریان استحاله را انجام می‌دادند و در دستگاه‌های اجرایی شروع به فعالیت کردند.

** افراد حزب‌اللهی نتوانستند با میرحسین موسوی کار کنند

به عنوان مثال شما دوران نخست وزیری آقای میرحسین موسوی را ببینید. افراد حزب‌اللهی‌ مثل آقایان احمد توکلی و ناطق‌نوری و عسکراولادی و مرتضی نبوی نمی‌توانند با ایشان کار کنند و اکثر همکارانشان همان روشنفکر‌های مذهبی غرب‌گرا می‌شوند.

این افراد در هر نهاد و حزب و گروهی که حضور داشتند سعی می‌کردند جریان خود را حاکم کنند و جریان مقابل خود را به بن‌بست بکشانند.

مثلا جریان بهزاد نبوی در سازمان مجاهدین انقلاب سعی کرد تا آنجایی که ممکن است جریان خود را حاکم کند و زمانی که افراد سازمان قاطع در برابرش ایستادند، جدا شد.

جریان مهندس موسوی هم در حزب جمهوری اسلامی، در برابر جریان خط امام ایستاد که در ظاهر به خاطر مسائل اقتصادی بود اما حقیقت مطلب این است که جریان روشنفکر غرب‌گرا مقابل یک جریان اصیل انقلابی ایستاده بود که در نهایت حزب جمهوری اسلامی نتوانست دوام بیاورد و منحل شد.

در مجمع روحانیون مبارز نیز آقایان کروبی، موسوی خوئینی‌ها و خاتمی مقابل آن جریانی که به اصطلاح اصالت انقلابی بیشتری داشت، ایستادند و در آخر مجبور به انشعاب شدند.

** فکر می‌کردند بعد از امام(ره) اقتدار رهبری از بین می‌رود

امام خمینی(ره) بر این جریان غلبه سیاسی داشتند و مقتدرانه برخورد می‌کنند بطوریکه هیچ‌کدام از این جریانات، قدرت مقابله با امام(ره) را پیدا نکردند اما این جریان بعد از رحلت ایشان و در زمان مقام معظم رهبری خیال کرد که آن اقتدار از بین رفته است.

                           

** با رحلت امام(ره) جریانات مخفی ضدانقلاب سر بر آوردند

سال‌های 67 و 68 تمامی این جریان‌هایی که در خفا بودند، سر برآوردند. مثل «حلقه کیان» که از زمان آقای خاتمی از روزنامه کیهان جدا و بعدها سردمدار بسیاری از روزنامه‌های زنجیره‌ای شد.

اوج کار جریان روشنفکر غرب‌گرا برای استحاله جریان اصیل اسلامی از این مقطع شروع می‌شود. مجمع روحانیون مبارز به تدریج استحاله می‌شود و به جایی می‌رسد که مقابل نظام می‌ایستد. مجاهدین انقلاب نیز همین‌طور.

دفتر تحکیم وحدت که تا سال 76 یک جریان انقلابی است، تغییر موضع می‌دهد. کافیست شما اطلاعیه این دفتر را قبل از سال 76 و تاکیداتی که بر موضوع ولایت فقیه و مخالفت با آمریکا دارد با اطلاعیه سال 77 اینها مقایسه کنید.

از سوی دیگر و در آن زمان ورود آقایان ظریفیان و خانیکی به وزارت علوم و مسئولیت آقای تاج‌زاده در معاونت سیاسی وزارت کشور را شاهدیم که در همان مقطع تعرض به شورای نگهبان و نهادهای زیر نظر رهبری اتفاق می‌افتد و مباحث مربوط به لزوم ارتباط با آمریکا و اتمام قطع رابطه با این کشور مطرح می‌شود. تا سال 78 که این جریان واقعه 18 تیر 78 را به وجود می‌آورد.

** موسوی خوئینی‌ها جریان استحاله را با خود به مرکز مطالعات استراتژیک بُرد

مجمع محققین حوزه علمیه قم در همین مقطع به عنوان جریانی مقابل جریان اصیل مدرسین حوزه علمیه قم تاسیس می‌شود. آقای موسوی خوئینی‌ها به مرکز مطالعات استراتژیک می‌رود و جریان استحاله نیز به همراه اینها به مرکز مطالعات استراتژیک می‌رسد. شما افرادی که همراه ایشان به مرکز تحقیقات استراتژیک رفتند ملاحظه کنید، آقایان تاجیک، حجاریان، بهزاد نبوی، آرمین، تاج‌زاده.

** بورسیه‌های مرکز تحقیقات استراتژیک تز عبور از جمهوری اسلامی را نوشتند

از همین مرکز تحقیقات استراتژیک، عده‌ای بورسیه دکترا به خارج از کشور می‌شوند مثل آقایان امین‌زاده، تاج‌زاده، محسن میردامادی و دکترایشان را اخذ می‌کنند.

این افراد، تز و فرمول عبور از جمهوری اسلامی را براساس موج سوم «هانتینگتون» می‌نویسند. آقای حسین بشیریه که ایدئولوگ این جریان بود آن را تئوریزه می‌کند و در سال 76 این تز را عملی کرده و در همان سال توانستند با ایجاد یک جریان اجتماعی، ریاست‌جمهوری را قبضه کنند. در سال 78 و براساس اتفاقی که در روزنامه «سلام» افتاد به میدان آمدند و جریان 150 نفری که معترض بودند را به یک جریان اجتماعی تبدیل کردند.

** تاج‌زاده می‌گفت نقطه ضعف ما نداشتن یک شبکه اجتماعی است

وزیر کشوری که باید مسئول امنیت کشور باشد، از این جریان طرفداری می‌کند و وزیر علوم و معاونین او به همراه تمامی روزنامه‌های زنجیره‌ای به دفاع از آنها برخاستند.

مسئول وقت خوابگاه کوی امیرآباد جزو معرکه‌آفرینان کوی دانشگاه تهران است. این جریان از سال 78 تا آخر دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی دنبال فتح سنگر به سنگر بود که البته موفق نشد و مدیریت مقام معظم رهبری سبب عدم توفیقشان بود.

بعد از ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد، اینها شروع به طراحی موج دیگری کردند تا اتفاقات سال 88 را به وجود آوردند.

تمام وقایع سال 88 از قبل برنامه‌ریزی شده بود. اینها گفتند که نقطه ضعف ما نداشتن یک شبکه اجتماعی است و یا به قول آقای تاج‌زاده که می‌گفت ما سازمان رای نداریم.

از دو سال قبل از 88 تلاش کردند تا سازمان رای را به وجود آوردند، ستاد 88 ایجاد کردند که در راس آن خود آقای تاج‌زاده بود.

سازمان طرفداران آقای خاتمی را به وجود آوردند و مدعی بودند که در سراسر کشور 500 هزار نفر را سازماندهی کردند اما آن چیزی که برادران اطلاعات به دست آوردند، در تهران رقمی حدود 270 تا 280 هزار نفر به عنوان سازمان رای در یک شبکه اجتماعی درست کردند.

** ستاد صیانت از آرا یعنی شبهه تقلب در انتخابات

اواخر اسفند سال 87، ستاد صیانت از آرا را تشکیل دادند. صیانت از آراء عبارة‌ اخرای این موضوع است که قرار است تقلبی اتفاق بیفتد. مگر صیانت از آرا وظیفه شورای نگهبان و وزارت کشور و رئیس‌جمهور نیست؟ این ستاد دائما شروع به دادن اطلاعیه کرد. آقای ابطحی بعدها در بازجویی‌هایش گفت که «تقلب» کلید رمز انقلاب مخملی یا اغتشاشی بود که آنها می‌خواستند انجام دهند.

** اصلاح‌طلبان در ابتدا به موسوی مشکوک بودند

تمام این جریانات، زمانی که آقای موسوی می‌خواست کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری شود، نسبت به او شک داشتند. آقای بهزاد نبوی می‌گفت موسوی آدم دگمی است و معلوم نیست بتوانیم با او کار کنیم. بعدها موقعی که با آقای موسوی جلسه گذاشتند، گفتند که هر قدر بیشتر با آقای موسوی محشور می‌شویم، احساس همراهی بیشتری می‌کنیم. آقای موسوی هم فهمید که تازه اینها را پیدا کرده است.

** مشارکت و مجاهدین جایگزین ستاد انتخاباتی موسوی شدند

بعد از مدتی ستاد انتخاباتی موسوی کنار می‌رود و جریان روشنفکر غرب‌گرا در قالب مشارکت و مجاهدین و کارگزاران، جایگزین آن می‌شود. تمام برنامه‌هایی که در ستاد انتخاباتی آقای موسوی طراحی شد، با فرمولی که «جین شارپ» برای انقلاب مخملی می‌گوید تطابق دارد.

جین شارپ می‌گوید که همیشه باید از یک نقطه عطف اجتماعی آغاز به کار کرد و مهمترین نقطه عطف انتخابات است.

در تمامی کشورهای دنیا مطابق این فرمول، فردی که اصالت دارد و در میان مردم از یک جایگاهی برخوردار است، کاندیدا می‌‌شود. اگر رای آورد، جریان اجتماعی همراه خود را سازماندهی می‌کند تا تغییرات بعدی را انجام دهد و اگر رای نیاورد، جریان اجتماعی همسو با خود را به سمت اعتراض سازماندهی می‌کند.

** احمدی‌نژاد نتوانست نخبگان حوزه و دانشگاه را جذب کند

البته در قضایای سال 88، آقای احمدی‌نژاد نتوانسته بود نخبگان حوزه و دانشگاه را جذب خود کند و آنها نسبت به نحوه مناظرات او گله‌مند بودند که در فضای غبارآلود آن مقطع بسیار موثر بود.

البته یک تفکر اشتباه هم در میان برخی نخبگان وجود داشت که فکر می کردند آنها هر حرکتی می‌کنند، در اعتراض به احمدی‌نژاد است. در صورتی که این اعتراض، اعتراض به آقای احمدی‌نژاد نبود. اعتراض به کل نظام بود.

** کشف سند «تاملات راهبردی» در منزل یکی از سران مشارکت

برادران وزارت اطلاعات سندی را در منزل یکی از سران حزب مشارکت به دست آوردند که نام آن سند «تاملات راهبردی» بود. این سند حدود 20 صفحه‌ای، مانیفست حزب مشارکت راجع به انتخابات محسوب می‌شود که در آن نظام اسلامی، نظامی دیکتاتوری خوانده می‌شود که باید به ساختار آن ضربه زد و حضور خیابانی و توان تولید آشوب را شرط ضروری یک فعالیت سیاسی می‌داند و می‌گوید ما باید حضور خیابانی داشته باشیم تا ضربه نهایی را به نظام بزنیم و این حزب، این خط مشی را در دوران فتنه پیاده می‌کند.

آقای تاجزاده در نمایشگاه مطبوعات سال 87 شرکت می‌کند و می‌گوید چنانچه فاصله آراء کاندیداها زیاد باشد، قطعا تقلب صورت گرفته است.

** هیچ کس تصور نمی‌کرد آقای روحانی در دور اول رای بیاورد

شما انتخابات سال 92 را در نظر بگیرید، هیچ کس تصور نمی‌کرد آقای روحانی در دور اول رای بیاورد و تصور این بود که آقای روحانی با آقای قالیباف و یا اقای جلیلی به دور دوم راه می‌یابند اما هیچ کس هم نگفت اگر روحانی رای بیاورد تقلب صورت گرفته است.

آقای ابطحی در اعترافاتش می‌گوید ‌اصلاح‌طلبان برای باخت احتمالی برنامه‌ریزی کرده بودند که از ماه‌ها پیش از انتخابات مسئله تقلب را مطرح کردند و کمیته صیانت از آرا را تشکیل دادند که اگر رای نیاوردند از آن استفاده کنند تا حداقل انتخابات به دور دوم کشید شود.

** م-ه اتاق جنگ تشکیل داده بود

آقای م-ه در 20 خرداد به یکی از عناصر اصلی کارگزاران می‌گوید همه چیز برای صیانت از آراء‌ آماده است و ما یک اتاق جنگ درست کرده‌ایم. گویی در انتخابات می‌خواهند به جنگ نظام بروند.

** الگوبردای جنبش سبز از جریان منافقین در سال 60

جریان اصلاحات برای اینکه بداند در انتخابات موفق می‌شود و مردم به میدان بیایند از یک هفته قبل از انتخابات بنا را بر سازماندهی سازمان رای می‌گذارد. همه جریان سبز را از یک هفته قبل از انتخابات بسیج کردند و از میدان راه آهن تا تجریش کمبرند سبز راه انداختند. ما عین این برخورد را در جریان منافقین قبل از 30 خرداد داشتیم.

اینها می‌خواستند قبل از 30 خرداد یک قیام مسلحانه انجام دهند. از یک ماه قبل به همه پایگاه‌ها و همه طرفداران خود گفتند هر میزان نیرو دارند در خیابان محل خود رژه بروید. من یادم هست که منزل ما در خیابان دکتر شریعتی بود و من تعجب می‌کردم که چرا اینها ساعت 6 بعداز ظهر 500 نفر تا میدان هفت تیر پا به زمین می‌کوبند. اینها یک آزمایش بود.

کمربند سبز قبل از انتخابات هم آزمایشی بود که ببینند می‌توانند مردم را به خیابان بکشانند یا نه. خودشان در بحث‌های داخلی می‌گفتند ما باید مردم را در خیابان‌ها نگه داریم تا اگر پیروز انتخابات شدیم، مسیر این جریان را در جهت نیل به خواسته‌های بعدی ادامه دهیم. برای همین بود که آقای موسوی هم در مصاحبه خود گفت مردم در خیابان‌ها خواهند ماند که به خواسته‌های بعدی یعنی فشار به حاکمیت در جهت حذف شورای نگهبان و کم کردن اختیارات رهبری و تغییرات در قانون اساسی برسند.

جالب این است که ظهر روز انتخابات، آقای ابوالفضل فاتح رئیس کمیته ستاد انتخابات آقای موسوی، مصاحبه‌ای با سایت قلم نیوز می‌کند و می‌گوید همه اطلاعاتی که از سراسر کشور به ما رسیده نشان می‌دهد که آقای موسوی پیروز انتخابات است و اگر غیر از این باشد، تقلب شده است.

خود آقای موسوی وقتی هنوز شمارش آرا تمام نشده بود، اعلام کرد که ما پیروز انتخابات هستیم. این در حالی است که همه نظرسنجی‌های اعلام شده در داخل کشور و رسانه‌های خارجی در خارج از کشور، حکایت از این داشت که آقای موسوی حداکثر 28 درصد تا 30 درصد را در اختیار دارد و آقای احمدی‌نژاد بین 55 تا 58 درصد آرا را کسب خواهد کرد که نتیجه انتخابات هم تقریبا همین شد.

** توصیه ابراهیم یزدی برای فشار به حاکمیت

آقای ابراهیم یزدی در مرداد 87 طی سخنانی در دفتر سیاسی حزب می گوید «برای اینکه به حاکمیت فشار بیاوریم، شرط آن، برگزاری انتخابات تحت نظارت بین‌المللی است. اگر می‌خواهید این فرآیند اصلاح‌طلبی به زایمان طبیعی و سالم باشد چاره‌ای ندارد جز مطرح شدن نظارت بین‌المللی نیست. باید بگویید که ما به این گروهی که انتخابات را برگزار می‌کند، اطمینان نداریم. آیا شما می‌توانید مردم را بسیج کنید که بیایند با رای سپاه و بسیج مقابله کنند؟

انتخابات پیش رو با گذشته متفاوت است در شرایط سیاسی و آرایش نیروهای فعلی، اگر با استراتژی قبل شرکت کنید، موفق نمی‌شوید. باید استراتژی جدیدی به کار برد.»

هدایت الله آقایی عضو حزب مشارکت در بازجویی خود می‌گوید: جبهه اصلاحات در هر صورت می‌خواست پیروز انتخابات باشد، حالا یا با به دست آوردن رای اکثریت یا ابطال انتخابات.

                             

** خاتمی می‌گفت نباید مهندس موسوی را تنها گذاشت

بحث ابطال انتخابات و عبور از قانون یک هفته پیش از انتخابات با حضور آقایان امین‌زاده، شهاب طباطبایی، تاجزاده، عطریانفر، خانیکی، خانم توحیدلو، طاهری، ابطحی در حضور آقای خاتمی مطرح می‌شود.

احتمال تقلب و پاسخ رای مردم را آقای تاجزاده مطرح کرد و یک روز بعد از انتخابات نیز این افراد به جلسه فوق‌العاده‌ای دعوت شدند (رضا خاتمی، تاجزاده، خانیکی و ..) آقای خاتمی این موضوع را که جامعه نتیجه انتخابات را پذیرفته مطرح کرد و اصرار داشت که باید درخواست ابطال انتخابات داد یا لااقل بر ابطال آن در برخی شهرستان‌ها. می‌گوید که مهندس موسوی را در شرایط فعلی نباید تنها گذاشت و باید او را پشتیبانی کرد.

تمام این مطالب نشان دهنده این است که بحث ابطال انتخابات در اصل برای این بود که یک جریان اجتماعی درست کنند و این اتفاقا جزو فرمول‌های جین شارپ است.

شما اطلاعیه‌های شماره 11 و 13 آقای موسوی را ببینید. در این اطلاعیه‌ها دائما این بحث مطرح است که جریان سازی اجتماعی شکل بگیرد تا بتوانند مقابل نظام بایستند. لذا جریان روشنفکر مذهبی غربگرا که نظام اسلامی را قبول ندارد، در ماجرای فتنه، جریانی را ایجاد کردند که تمام غربی‌ها و ضدانقلاب به حمایت از آنان پرداختند.





برچسب ها: فتنه 88، ولایت فقیه، بصیرت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 8 مهر 1393 | توسط : علی محمدی